ملا شيخعلى گيلانى

104

تاريخ مازندران ( فارسى )

بريدند . و شاه فيروز بنه‌دار كه قوم و هم نوكر آقا جلال [ بود ] ، سياه كلاه - قاتل آقا غلامعلى - را گرفته بدر برد و به سياست كشت و ياغى بود . تا ميرزا محمد شفيع نوبتى بواسطهء دفع او از گيلان به مازندران رفته ، پس از سعى بسيار وى را كشتند و آوازهء شجاعتشان نيز از مازندران برافتاد . زمرهء ديگر از سپاه سادات پازوار در آن نواحى ، پازوار قريه‌ايست ما بين بارفروشده و مشهدسر . و در قريهء پازوار ، به زمان حكام ، سيدى بود كه وى را مير على خان حسينى مىگفتند . براى او صبح و شام كرناى مىكشيدند . چنان كه در گيلان كسى را كه سپهسالارى مىدادند ، نقاره مىزدند . و در مازندران نقاره براى حاكم مىنواختند و به هركه چند ديه مىدادند ، كرناى رخصت بود كه صبح و شام بنوازند . مير على حسينى را سه پسر بود : مير حسين و مير محمد و مير كمال الدين . مير حسين پسر بزرگش بود ، ليكن رشدى نداشت و باوجود اين خواهر مير على خان گنجاوروزى ، در حباله‌اش بود . سيد گته مير پازوار كه يوزباشى طرف غربى تالار مازندران است ، پسر اين مير حسين است . و مير محمد نوكرى آقا بيژن كرده ، بلند مرتبه گشت و بعد از آقا بيژن رئيس ، قريهء روبست و سر مشهد را نيز تصرف نمود . و ملك سلطان محمد در مازندران رفته ، اجارت تمغاء فرضهء مشهدسر را خود قبول كرد و كلانترى و احداث و غيره را به عهدهء او گذاشتند . بعد از چندى آدم ملك را اخراج كرده ، بازار را سوختند و آقا الوند ديو مشهدسر و بارفروشده را در حيطهء ضبط آورد و سادات پازوار جلاى وطن كرده ، در رستمدار نور چندسال ساكن بودند . و باز ارباب آن نواحى از آقا الوند ولايت را انتزاع نموده ، سادات به وطن مألوف آمدند .